معلم سربندان ؛ به یاد حضور «سید حسن نیرزاده نوری» در دماوند
معلم سربندان ؛ به یاد حضور «سید حسن نیرزاده نوری» در دماوند
سیدحسن نیرزاده نوری که خیلی ‌ها او را با نام "عمو زنجیرباف" در تلویزیون می‌شناسند یکی از آموزگاران سرشناس ایران زمین است که پیشینه چندین سال حضور در دماوند (منطقه آیینه ورزان و سربندان) را دارد. با نگاهی به برنامه تلویزیونی «بروبچه های پشت پنجره»، ساختار نمایشی در شیوه تدریس و ایفای نقش همزمان شخصیتهای متفاوت توسط ایشان چنان ممتاز است که باید در کنار تخصص تعلیم و آموزش و تدریس، ایشان را در زمره هنرمندان هنرهای نمایشی نیز به یاد آورد.

به یاد حضور «سید حسن نیرزاده نوری» در دماوند ( پیشگام تدریس و آموزش به شیوه نمایشی در ایران )

چند صباحیست که شیوع ویروس کرونا و محدودیتهای تحمیل شده آن به اجتماع سبب گردیده تا آموزشهای مجازی برای دانش آموزان مقاطع مختلف، در رسانه های اجتماعی و بویژه شبکه آموزش سیما مورد توجه خاص قرار گیرد. سابقه آموزش در تلویزیون ایران به اوایل دهه ۱۳۶۰ و همان سالهای ابتدایی جنگ بازمی گردد. زمانی که موشکباران و مهاجرت ها باعث شد تا سیستم آموزشی مدارس برای مدتی مختل شود. از برنامه های جدی آموزش تلویزیونی آن مقطع می توان از برنامه «بروبچه های پشت پنجره» نام برد که توسط زنده یاد سیدحسن نیرزاده نوری اجرا شده و از شبکه یک پخش می شد.

سیدحسن نیرزاده نوری که خیلی ‌ها او را با نام “عمو زنجیرباف” در تلویزیون می‌شناسند یکی از آموزگاران سرشناس ایران زمین است که پیشینه چندین سال حضور در دماوند (منطقه آیینه ورزان و سربندان) را دارد. با نگاهی به برنامه تلویزیونی «بروبچه های پشت پنجره»، ساختار نمایشی در شیوه تدریس و ایفای نقش همزمان شخصیتهای متفاوت توسط ایشان چنان ممتاز است که باید در کنار تخصص تعلیم و آموزش و تدریس، ایشان را در زمره هنرمندان هنرهای نمایشی نیز به یاد آورد.

تولد و تحصیل

وی سال ۱۳۰۷در محله پامنار تهران متولد شد. در همان زمان کودکی پدرش دکتر میر غلامحسین نیرزاده که سردبیر روزنامه “غربال” بود را از دست داد. تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان انتصاریه پامنار و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان دارالفنون گذراند. در دوران دبستان به دلیل سخت گیریهای زیاد معلمان تصمیم گرفت در آینده شغل شریف معلمی را انتخاب کند تا راهنمای دیگران شود. چنین شد که از سال ۱۳۳۲ آموزگاری را با عشقی بسیار آغاز کرد. پس از آشنایی با سید جعفر بهشتی شیرازی و استاد علامه کرباسچیان در مدارس نیکان و علوی مشغول تدریس شد.

سالهای تدریس در دماوند

سیدحسن نیرزاده نوری سالهایی از دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ را در دبستان ابتدایی روستای سربندان مشغول به تدریس بود. بی شک نقش کدخدای سربندان در شخصیتهایی که بازی می کرد نیز از همین حضور نشات گرفته است. استاد که خود روانشناسی کودک خوانده بود، همواره با صدای گرم و نگاه مهربان، در کلاس حاضر می‌شد و با استفاده از مهارت های بازیگری تدریس می‌کرد. در ادامه نیز با مطالعه متدهای گوناگون به روش باغچه بان رسید، بعد هم شیوه های خود را به آن اضافه کرد و طرحی نو درانداخت، یعنی روشی نوین برای تدریس الفبا ابداع نمود. شیوه آموزش او در مدارس ابتدایی زبانزد عام و خاص گردید و سرانجام پس از سالها تدریس، شرایط به گونه ای شد تا این رخداد از قاب تلویزیون سراسری نیز در مقابل دیدگان مردم ایران قرار گرفت.

پیشگام تدریس در تلویزیون

همانگونه که گفتیم سابقه آغاز برنامه های آموزش در تلویزیون ایران به همان سالهای ابتدایی پس از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی برمی گردد. زمانی که موشکباران و مهاجرت ها باعث شد تا سیستم آموزشی کشور برای مدتی مختل شود. بنابراین استاد نیرزاده در قالب برنامه تلویزیونی «بروبچه های پشت پنجره» که از شبکه یک پخش می شد برای کودکان به آموزش الفبا با شیوه خاص خود پرداخت. گرچه وظیفه و هدف اصلی از تولید و نمایش برنامه محبوب بروبچه های پشت پنجره، آموزش خواندن و نوشتن به افراد (و در واقع بچه ها) بود ولی در بطن اجرا جنبه های پرورشی نیز بسیار رخ می نمود، چرا که با موفقیت در جذب توده های میلیونی و گستره متنوع سنی مخاطبان، نکات تربیتی و آموزنده بسیاری را به بچه ها و حتی بزرگترها انتقال می‌داد.
یک کلاس درس با حضور تقریباً بیست الی سی نفر بچه، یک تخته سیاه و چند تکه گچ مکانی بود که ماجراهای برنامه بروبچه‌های پشت پنجره در آنجا شکل می گرفت. استاد نیرزاده هم معلمی بود که در هیبت یک پیرمرد روستایی (یا دست‌کم شهری اما از نوع قدیمی و قاجاری اش)‌ در کلاس درس حاضر می‌شد و هدفش نه فقط آموزش حروف الفبا، که تدریس و انتقال نکات اخلاقی و انسانی نیز بود، آنگونه که پیر مرد روستایی با صداقت و مهربانی و تواضع وصف ناشدنی دانش آموزان ایرانی را به ده سربندان می برد.

هم بازیگر ؛ هم کارگردان

این قصه گوی پیر با لباس بلندی بر تن، کلاهی بر سر و عصایی در دست راوی نمایشی می شد که خودش، هم کارگردانی می کرد و هم به جای تک تک شخصیت های قصه از جمله کدخدای سربندان، شعبانعلی، اکبر آقا، آقا کمال، رجب و… با تغییر صدا و شکل و شمایل و اداهای مخصوص، به ویژه تغییر لحظه ای جای کلاه به ایفای نقش ها می پرداخت و یک تنه آنها را اجرا می کرد. در میانه راه نیز با صدای گرمش آوازی سر می داد تا دانش آموزان بیشتر با او ارتباط برقرار کنند.
به عنوان مثال برای اینکه یک حرف الفبا را آموزش دهد، یک نمایش کامل جلو تخته سیاه آن هم در سه چهار نقش، بازی می کرد. مثلاً به سمت چپ تخته رفته، کلاهش را روی پیشانیش پایین می داد و در نقش شعبانعلی به سمت راست نگاه می کرد و با صدایی لاتی چیزی می گفت. به سرعت به سمت مقابل می رفت و کلاهش را روی پیشانی بالا می داد و با آرامش و صدایی دلنشین در نقش کدخدای سربندان با شعبانعلی سخن می گفت و او را به کارهای نیک تشویق می کرد، در پایان نیز یک حرف الفبا را در قالب همان نمایش یاد می داد و با خط بسیار زیبا (با پهنای تکه های گچ و به خط نستعلیق) روی تخته می نوشت و داد می زد: “به این چی میگن؟” بچه ها مثلاً می گفتند: “ب”. یک چوب دیگر برمی داشت و روی عصایش می زد و می گفت: “ب ب ب ب …” و همه کلاس با او می خواندند. و بارها و بارها همراهی می کردند.
نیرزاده همیشه برنامه‌اش را با خواندن این بیت شعر معروف به پایان می‌رساند که: «مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر، ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم»
مجموعه برنامه های آموزشی نیرزاده در دو دوره از تلویزیون ایران پخش گردید. اولین سری آن سال ۱۳۵۸ در حالی پخش شد که نحوه اجرای برنامه توسط استاد نیرزاده با شور و هیجان بسیار زیبا و وصف ناپذیری همراه بود. سری دوم نیز سال ۱۳۶۰ در همان قالب قبلی ولی در فضایی آرامتر اجرا و پخش گردید.

و سرانجام …

سیدحسن نیرزاده نوری سرانجام در شهریور ماه ۱۳۶۲ چشم از دنیا فروبست. مزار او در یکی از صحن های حرم عبدالعظیم حسنی موسوم به باغ طوطی قرار دارد و روی آن نوشته است: بچه ها خانه استاد اینجاست…

✔️ با ادای احترام به همه معلمان نیک شهرستان دماوند