نگاهی نو به انجمن کاوش های علمی و دینی دماوند « ۵ »
نگاهی نو به انجمن کاوش های علمی و دینی دماوند « ۵ »
در دهه فجر ۱۴۰۰، نگاهی دوباره به پیدایش انجمن کاوش ها از زبان محاوره ای خود دست اندرکاران آن انجمن داریم، که گویای بخشی از تاریخ مبارزات مردم شهرستان دماوند می باشد.

💢حکیم خمین💢
[رحلت آیت الله حکیم وانتخاب مرجع جدید برای مقلدان]

🔅(آیت الله مجد) کتاب های زیادی برای مسجدجامع و مسجد میرحسینی خریدند. کار تجهیز کتابخانه ها فقط به مساجد بزرگ ختم نشد. برای شروع تعداد درخور توجهی کتاب به کتابخانه های مساجد روستاهای اطراف دماوند داده شد.

بعد از اینکه سخنرانی ها و جلسات آقای مکارم شیرازی (از طرف آقای مجد) در زمینه تجزیه و تحلیل نظرات کمونیستی و ماتریالیستی شکل گرفت، کمونیست ها برای فعالیت به روستاهای دورتر رفتند. توده ای ها هم برای پرسیدن سوال و گاهی تخطئه مذهبی ها و ایجاد شبهه، پس از سخنرانی سوال های مسئله ساز می پرسیدند، با این حال قدرت مانور آنها کمتر شده بود.

🔅 کمونیست ها ایدئولوژی خود را مکتب انقلاب می دانستند و مذهبی ها را مرتجع می نامیدند.
بچه های انجمن با ارشاد آقای شرافت و بنا بر جوّ غالب مبارزان آن زمان و تفکر انقلابی که داشتند، بیشتر مقلد آیت الله خمینی بودند و بین کتاب ها علاوه بر رساله ی ایشان، کتاب جهاد اکبر و اطلاعیه های ایشان را هم توزیع می کردند. البته، چون نفوذی های ساواک همه جا بودند، جوانب احتیاط و مخفی کاری را نیز رعایت می کردند.

🔅کتاب های ممنوعه را بدون جلد، با جلد سفید یا جلد دیگر کتاب های غیرممنوع پوشش می دادند. این موارد را آقای شرافت و بچه های خودی و تعلیم دیده ی انجمن می دانستند و هیئت امنای مسجدجامع و دیگر مساجد و آیت الله مسجد نیز باخبر نبودند.

🔅خرداد ۱۳۴۹ آیت الله محسن حکیم، از مراجع شیعیان در عراق، رحلت کردند و درایران هم یک روز عزای عمومی اعلام شد.
بچه های کانون که مقلد آیت الله خمینی بودند، به تلاش افتادند که ایشان به عنوان اعلم اعلام شوند و افراد به ایشان مراجعه و تقلید کنند و بدین سبب طرز فکر انقلابی و ضد رژیم پهلوی نیز تبلیغ شود. آقای شرافت هم که مدتی در جلسات خصوصی انجمن پژوهش در زمینه ی مسائل اجتماعی – سیاسی اسلام و کشور صحبت داشتند اعلام آمادگی کردند که در جلسه ای با آقای مجد صحبت کنند تا ایشان متقاعد شوند که اسم آیت الله خمینی را در منابر و محافل به عنوان یکی از مراجع بعد از آیت الله حکیم تبلیغ کنند.

🔅فعالان انجمن کاوش های علمی و دینی به اتفاق آقایان شرافت، جواد منصوری، عزت شاهی نزد آقای مجد رفتند. از مبارزات و علم و تقوای آیت الله خمینی صحبت کردند.
شرافت گفت:«حاج آقا شما خودتان بهتر می دانید! در زمان حضرت آیت الله بروجردی با آنکه اعلمیت و مرجعیت عالی با آقای بروجردی بود ایشان در مسائل سیاسی همواره با آقای خمینی مشورت می کردند و گاهی مطالب را ارجاع می دادند و می فرمودند از حاج آقا روح الله بپرسید!»
(آقای) مجد گفت:«بنده هم به همه ی علما ارادت دارم و به آیت الله خمینی که در مقابل بدعت در دین و قوانین خلاف شرع ایستادگی کرد، بسیار علاقه مندم؛ ولی بحث تخصصی فقاهت است. مدتی در نجف و قم محضر علما را درک کردم نظر فقهی و علمی بنده به آیت الله العظمی خویی است که ستون حوزه ی نجف و مفسر و اعلم است ولی دست همه ی مراجع را می بوسم و به حاج آقا روح الله بسیار ارادت دارم.»

منصوری گفت:«وزانت علمی و فقهی آیت الله خمینی که بر علما واضح است، ولی ایشان به دلیل رهبری و مرجعیت و شهامت و مدیریت سیاسی نیز کمتر از دیگران نیستند و این وجوهی که ایشان در آن سرآمد هستند در دنیای امروز به دیگر امتیازها برتری دارد. تجدید حیات اسلام و گرایش جوانان و دانشگاهیان به ایشان از مسائل قابل توجه است.»

🔅 حاج آقا مجد گفت:«آقایان مطلع هستند که بسیاری از علما لباس جندی و دخالت در سیاست را خلاف مشی عالمانه می دانند و سبب وهن و توجه به دنیا تلقی می کنند، بنابراین آنچه از نظر شما مزیت است بسیاری آن را در شان علما ندانسته و نسبت به آن دید منفی دارند.» عزت شاهی گفت:«حاج آقا شما که برای جوانان و مردم و ایمان آنها ارزش قائل هستید، تقاضای ما این است که آنها را در نظربگیرید. تشخیص اعلام با مقلد است و قابل دیکته کردن نیست. شما وکسانی که دراین مسجد منبر می روند همان طور که دیگر مراجعه را معرفی می کنید اسم آیت الله خمینی را هم به عنوان مرجع تقلید و صاحب رساله مطرح کنید. انتخاب و تشخیص با مردم و مقلدین باشد.» حاج آقا مجد گفت:«بسیار خوب، حرف صحیح و نیکویی است. به افرادی که در مسجدجامع دعوت می شوند و منبر می روند مطلب شما را مطرح می کنم تا در کنار مراجع از ایشان هم نام ببرند. حالا اگر آقایان فرمایش دیگری ندارند بنده چون مهمان دارم، اجاز بدهید مرخص شوم.»

🔅صفری گفت:« خواهش می کنیم حاج آقا، اجازه ی ما هم دست شماست. از اینکه به ما وقت دادید، متشکریم.»
به احترام حاج آقا همه برخاستند و ایشان هم در حالی که با علامت سر و نگاه از افراد خداحافظی کردند، به همراه بعضی معمرین مسجد از صحن بیرون رفتند. اعضای انجمن کاوش ها هم که به نظر راضی می آمدند به اتفاق شرافت از مسجد بیرون رفتند.
البته این قول و قرارها اجرا نشد و سخنرانان مسجدجامع نامی از آیت الله خمینی نبردند و فاصله ی بین افراد کانون و مسجدجامع بیشتر شد.