پیروزی مردم در آزمون بزرگ ۱۴۰۰ و چند نکته مهم
پیروزی مردم در آزمون بزرگ ۱۴۰۰ و چند نکته مهم
انتخابات ریاست جمهوری در روز ۲۸خرداد و باحضور ۴۹ درصدی مردم - طبق اعلام وزیرکشور- شکوهمند مردم برگزار گردید.

انتخابات ریاست جمهوری در روز ۲۸خرداد و باحضور ۴۹ درصدی مردم – طبق اعلام وزیرکشور- شکوهمند مردم برگزار گردید.
در باره این انتخابات مهم و تعیین کننده چند نکته به نظر می رسد:

یکم- آنچه در باره نحوه رای گیری و اختلالات به وجود آمده در روزی رای گیری و شمارش آراء و نحوه اعلام نتیجه نهایی گفته می شود؛ یک نکته را به ذهن می رساند و آن این با شلخته ترین دولت تاریخ انقلاب در همه عرصه ها مواجه هستیم.

دوم- اما آنچه مهم است این که ۴۹درصد مردم در اوج جنگ روانی و تحریم حداکثری دشمن و در منتهادرجه ناکارآمدی و احساس گلایه و دلخوری ازعملکرد مسئولان به پای صندوق های رای آمدند.

سوم- نقش کرونا را در کاهش چند درصدی رای – مانند انتخابات گذشته- نمی توان نادیده انگاشت. یک نمونه آن کاهش تجمعات انتخاباتی و شور وهیجان خیابانی و کف میدان بود.همچنین ترس چند درصدی ازمردم برای حضور در پای صندوق رای.

چهارم- در این انتخابات از هیجان بازی سلبریتی ها،قهرمان
بازی مناظراتی،قومیت گرایی مردم ،خبری نبود .لر و بختیاری و ترک و آذری به هم زبان و هم عشیره خود چندان توجهی نکردند.

پنجم- مردم در این دوره با شخص شناخته شده رای دادند.در ادوار گذشته آقایان خاتمی،احمدی نژاد،روحانی چندان شناخته شده نبودند. اما این دوره جناب آقای رئیسی مشهور و شناخته شده بودند.درواقع مردم به کارنامه رای دادند.

ششم-علیرغم همه کارشکنی ها و فضاسازی های رسانه ای و در داخل و خارج برای انتخابات درحالی که همه آنها انتخابات زیر ۴۹درصدو ۳۰درصد را تبلیغ می کردند، تحریم این انتخابات به اذعان دوست و دشمن شکست خورد.

هفتم- در این انتخابات دو چهره مشهور بی آبرو شدند اولی میرحسین موسوی بود که حتی یاران و حامیان اصلی اش او را همراهی نکردند و دومی هم محمود احمدی نژاد که اکنون نیز تلاش می کند با توهم همیشگی اش موج سواری کرده و آراء باطله را به خود اختصاص دهد!!

هشتم- در جای خود قابل بحث و گفتگوست که اگر چه به برخی اقدامات شورای نگهبان ایراد وارد است اما اشخاصی چون دکتر لاریجانی و مهندس جهانگیری چندان اقبال مردمی نداشتند الا این که الان مثلا رای لاریجانی یاجهانگیری هرکدام چیزی حدود دو سه میلیون بود نه بیشتر! این را البته باانصاف و به دور از حب و بغض جناحی می توان فهمید.در این موضوع شکی نیست که اصلاحات با وضعیت کنونی دچار بحران موجودیت است و باید پوست بیاندازد و ازنو خود را باز تولید کند.نه تحریم روشن و خاموش و نه راهبرد تکرار دیگر جواب نمی دهد.

نهم-اصولگرایان نیز که دچار بحران هویتند باید چاره ای بیندیشند و با همگرایی بیشتر و گذر از تعصبات خاص و غیر معقول برخی گروهها و افراد به فکر نوسازی خود و راهبردها و اقدامات خودباشند.شورای ائتلاف و شورای وحدت سازوکارهای کهنه ای است که برای آینده دیگر جواب نمی دهد.

دهم- عدم حضور نیمی از مردم در پای صندوق رای و افزایش آراء باطله – چنانچه رهبرعزیزمان فرمودند-
حکایت فاصله گرفتن از نظام است.تعبیر فاصله گرفتن که دربیانات ۲۷خرداد ایشان بود برای همه ما باید عبرت آموز باشد.این فاصله گرفتن البته اِعراض مردم نیست اعتراض مردم است.دشمن می کوشد اعتراض مردم و رای ندادنشان را ” اعراض” مردم القاء کنند که سفسطه است لکن مدیران و مسئولان خصوصا دولت آینده باید این فاصله راترمیم کند.

یازدهم- یک نکته مهم این که؛ پس از دولت مرحوم هاشمی که آن موقع ازنگاه جناح چپ، نماد جناح راست بود،انتخابات دوم خرداد پرشور و حماسی برگزار شد؟ اما نتیجه شورای اول در شورای دوم مشارکت ۲۹درصدی شد و نتیجه دولت دوم خرداد در سال ۸۴ مشارکت را از ۷۰درصد در سال ۷۶ به ۶۰درصد درسال ۸۴کاهش داد.نتیجه دو دوره دولت نهم و دهم مشارکت ۷۲ درصدی درسال ۹۲ شد اما نتیجه دولت جناب روحانی مشارکت ۴۹ درصدی شد؟!! جالب اینکه در
اینگونه موارد هم ازنگاه دوستان مقصر اصلی شورای نگهبان است و دولتهای محبوب و مورد حمایت هیچ تقصیری ندارند.خوب است اندکی تامل کنیم.
انشاء الله در باره انتخابات شوراها هم خواهیم نوشت.


دوازدهم- در این میان اما حساب حامیان کاندیداها ازهر جناح و حزب و گروه ویژه است.باید قدر آنها را بدانیم.آنها بودند که در فضای کرونایی و کم اعتنایی به صندوق رای،به میدان آمدند،حتی حامیان نامزدهایی که رای نیاوردند.آنها تنور انتخابات را خصوصا در روزهای آخر گرم نگاه داشتند.دستشان درد نکند.